قلمروهای سه‌گانۀ فارسی

قلمروهای سه‌گانۀ فارسی

آنچه در این مطلب خواهید خواند:

- بررسی تغییرات کنکور درس فارسی نظام جدید در مقایسه با نظام قدیم

- ویژگی اصلی کتاب فارسی نظام جدید

- تعریف «قلمرو» در فارسی و اشتباه رایج در این درس

- معرفی قلمروهای سه گانۀ کتاب فارسی 

- جمع بندی مطالب

تفاوت نظام قدیم و نظام جدید

لازمه قبل از اینکه به قلمروهای سه‌گانه در کتاب درسی بپردازم، کلیاتی از کتاب درسی خودم براتون بگم که برای کنکور خوندم. من که کنکور علوم انسانی سال 97 شرکت کردم (البته سال چهارم یا همون پیش دانشگاهی تغییر رشته دادم به انسانی).

برای درس ادبیات فارسی عمومی این کتاب‌ها را خوندم: ادبیات سال دوم، ادبیات سال سوم، ادبیات پیش دانشگاهی، زبان فارسی سال سوم. اگه بخوام مجموع صفحات این چهار کتاب را براتون بگم اینطوری بودن:

ادبیات فارسی پیش دانشگاهی: 149 صفحه

ادبیات فارسی سال سوم: 183 صفحه  

زبان فارسی سال سوم: 203 صفحه

ادبیات فارسی سال دوم: 194 صفحه

که در مجموع 729 صفحه شد.

این تعداد صفحات در مقابل 515 صفحۀ هر سه کتاب فارسی شما قرار دارد.

اعداد فریبنده

دو دلیل برای گفتن این مطلب دارم:

اول اینکه دقیقا بدونین حجم مطالب درسی شما تا چه اندازه کمتر شده.

و دوم اینکه فریب این کم شدن حجم مطالب را نخورین.

یعنی فکرنکنین حالا که کتاب های شما برای این 25 سوال کنکور نزدیک به 200 صفحه کمتر شده پس کار براتون راحت‌تر شده.

باید بگم کاری که شما انجام میدین از نظر کمیت مطالب کمتر شده وگرنه تیپ مطالب کتاب درسی شما و اهداف آموزشی اون خیلی متفاوت و البته تحلیلیتر شده.

اصلی‌ترین تفاوت

ساده و مختصر بگم: ما ادبیات فارسی را «مبحثی» خوندیم ولی شما «قلمرویی».

ما نظام قدیمی‌ها برای ادبیات عمومی کنکور، به صورت مبحثی درس می خوندیم. اونم این پنج مبحث:

املاء. معنی واژگان. زبان فارسی، آرایه. تاریخ ادبیات، قرابت معنایی.

ولی شما توی کتاب درسی فارسی 1و2و3 که منبع طرح سوال‌هاتون هست، سه قلمرو دارین: قلمرو ادبی. قلمرو زبانی. قلمرو فکری.

درسته که شمام همون موضوعات را دارین که ما خوندیم. ولی این موضوعات با دو تغییر اساسی توی کتاب درسی شما تالیف شده:

تغییر اول اینه که زیر دستۀ قلمروها شده. یعنی دسته‌بندی شده تا شما متوجه بشین این موضوعات، جزئی از یک کل هستند نه اینکه مثل کتاب ما یه موضوع مستقل بودن.

تغییر دوم اینطور شده که این سه قلمرو بهونه هستن برای این که به شما «تحلیل» را آموزش بدن؛ یعنی شما با این دسته‌بندی کلی و ساختاری، بدونین و بتونین یه متن و اثر ادبی را (شعر باشه یا نثر یا نمایشنامه و . . . ) در این سه زمینه تحلیل کنین.

قلمروهای فارسی

تعریف قلمرو

اول باید بدونین «قلمرو» یعنی چی؟

هر متنی که توی کتاب درسی شما اومده، از سه نظر یا سه جنبه بررسی شده. به هر کدوم از این جنبه‌ها، یه «قلمرو» میگن.

هدف از قلمرو سازی

قلمرو سازی در کتاب درسی برای اینه که شما با آنالیز و تحلیل یه متن از زاویه‌‍های مختلف، ادبیات را «بفهمین» نه اینکه «حفظ کنین».

در واقع به شما «روش» را آموزش میدن؛ روش تحلیل برای فهمیدن و درک یه متن ادبی. این کار شما در واقع یه مرحله حرفه‌ای تر از کاریه که ما توی کتاب‌های درسی برای کنکور انجام می‌دادیم. پس  اگه خوب «یاد بگیرین» خوب هم میتونین یه متن ادبی را «بفهمین».

اشتباه رایج

«حفظ کردن» توی فارسی و قلمروهای سه‌گانه یه اشتباه خیلی بزرگه.

معرفی قلمروها

1) قلمرو ادبی

این قلمرو که همگی به اسم «آرایه» می‌شناسین در واقع وقتی استفاده میشه که بخوایم یه متن را از سه نظر بررسی کنیم:

- موسیقی اثر ادبی. یعنی همون وزن و قافیه و ردیف. البته یه سری آرایه ادبی هم توی همین دسته بندی هستن؛ اون هایی که یه جورایی مربوط میشن به ریتم شعر یا نثر. مثل: واج آرایی. تکرار. سجع و جناس. برای همین بهش میگن «بدیع لفظی».

- یکی دیگه مربوط میشه به آرایه‌هایی که با چشم و نگاه اول نمیشه دید بلکه یه مقداری تحلیل و دقت می‌خواد. مثل: تشبیه و استعاره و مجاز و کنایه. این آرایه ها را «بیان» میگن.

- «بدیع معنوی» زمینۀ سومیه که توی محدودۀ قلمرو ادبی می‌گنجه، اونم اینطوره که شما توی یه اثر ادبی کلماتی را دارین که با هم رابطه دارن. این رابطۀ کلمات با رابطه ای که توی قلمرو زبانی می‌خونین، فرق می‌کنه. شما اینجا به دنبال یه زیبایی توی این رابطه‌ها باشین که بشه اسم اون رابطه را یه آرایه بذارین. مثل مراعات نظیر یا ایهام و ایهام تناسب.

2) قلمرو زبانی

این قلمرو که یه طوری زیر ذره بین بردن «کلمه» هست. یه بار وقتی خودش باشه  (یعنی توی جمله نباشه) و یه بار هم وقتی بر توی دل جمله و شعر و نثر.

وقتی خودش تنهایی را ببینیم، بهش «سطح واژگان» میگیم. توی این سطح، «ساختمان و ریشۀ کلمه» برامون مهمه. این که کلمه در اصل عربی هست یا فارسی یا هر زبانی دیگه که وارد فارسی شده. و اینکه از یک کلمه تشکیل شده یا ترکیب دو یه چند کلمه. البته «درست نوشتن» یا املاش هم همین جا بحث میشه.

این کلمه وقتی بره توی دل جمله، اونوقت برامون مهمه که چه نقشی توی جمله داره، مهم‌تر اینکه بدونیم جمله‌ای که داریم چه ویژگی‌هایی داره که از نظر دستوری-تاریخی خاص همون دوره بوده که صاحب اثر زندگی می‌کرده یا ویژگی‌های دیگه مثل کوتاه و بلند بودن عبارت‌ها و قابل فهم بودنشون. به این سطح از قلمرو زبانی، «سطح دستوری» میگن.

3) قلمرو فکری

نویسندۀ هر اثر ادبی بالاخره یه فکر، منش و اعتقادی داشته که بهش «مکتب ادبی» میگن (حتی اگه هیچ اعتقادی نداشته، جزو دسته‌بندی بی‌اعتقادها قرار می‌گیره!) 

مکتب ادبی این نویسنده از این سه  مورد اصلی ریشه می‌گیره:

1) اوضاع فرهنگی و روح حاکم بر زمانه 2) وضعیت تاریخی-سیاسی 3) شرایط جغرافیایی و محیطی

با این دو مورد میشه خالق یه اثر ادبی و اثرش را توی یکی از این دسته‌ها قرار بدیم:

شادی‌گرا، غم‌گرا، تصوف و عرفان، طبیعت‌گرا، خوش‌بین یا بدبین یا . . .

حالا اینکه اثرش در این مکتب ادبی، جزو کدوم گونۀ ادبی قرار می‌گیره، یه بحث دیگه هست. (گونۀ ادبی همون: حماسی، تعلیمی، غنایی و ... هست) 

جمع‌بندی

کتاب فارسی برای داوطلبان و دانش آموزان نظام جدید یک کتاب کاملا آموزش محور با هدف آموزش روش تحلیل اثر ادبی است که سعی کرده به مخاطب‌های خود یاد بدهد چگونه یک اثر ادبی را بخوانند که هم از آن لذت بیشتری ببرند و هم اینکه تمام مفهوم و منظور شاعر یا نویسنده را دریافت کنند.

برای داوطلبان کنکور، دانش آموزان، دبیرها و مشاوران تحصیلی شناختن این قلمروها اصلی‌ترین نکته است تا بتوانند کامل‌ترین و سریع‌ترین یادگیری و یاد دهی را تجربه کنند. 

2 نظر
سجاد علیپور

دوشنبه 24 تیر 1398

بسیار عالی از کمک و یاری شما سپاسگزارم.مطالب بسیار مفیدی بود.❤🌷

پاسخ انسانی ها

ﺳﻪشنبه 25 تیر 1398

heart آقا سجاد عزیز

چهارشنبه 13 شهریور 1398

سلام نظرتون در خصوص کتاب های موضوعی برای ادبیات چیه؟ مشاوران در این زمینه کتابی تالیف کرده؟!

پاسخ انسانی ها

پنجشنبه 14 شهریور 1398

سلام. مشاوران آموزش کتاب موضوعی نداره. بلکه دو کتاب قلمرو ادبی و قلمرو زبانی را تاکنون چاپ کرده است. 

توضیح اینکه: در نظام جدید آموزشی، ادبیات به صورت موضوعی نیست؛ بلکه قلمرویی است. 

موفق باشید و بمانید. رستم جو

نظر شما چیست؟